تبلیغات
از کورش صغیر تا کورش کبیر
از کورش صغیر تا کورش کبیر

چند دقیقه بعد زا به دنیا اومدنم


حالا پنج شش ساعت از تولدم گذشته








الان دو سه روزه که اومدم جز آدما




اینجا حدود 20 روزمه البته شاید 3 یا 4 روز این ور و اون ور


با مامانم




اینم پاهای کوچولوی من


هنوز یک ماهم نشده و مامانم برای اولین بار ناخن هام رو گرفته و خاله خانومی ام یه هزاری بهم شیرینی داده البته اون موقع نمی دونستم این کاغذه به چه درد می خوره ؟


تقریبا یک ماه و نیمم هست و می خوام با مامان بابام و عموم برم پاساژ پایتخت


اینجا هم هنوز دو ماهم نشده (تو بغل بابایی ام)


دو ماه و چند روزمه و برای اولین بار تو عید 86 رفتم خونه مامان اینای بابام


فکر کنم سه ماهم باشه








راستی بهتون نگفتم من با چشم باز می خوابم




طبقه بندی: عکس های خودم ومامانم اینا، 

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 اردیبهشت 1387 توسط مهسا م

سلام

این اولین مطلبی هستش که اینجا می نویسم . من کورش جباره اصل هستم . متولد چهارم بهمن 85 . بالای وبلاگ می تونین سنم رو ببینین و زیرش رو هم اگه نگاه کنین متوجه می شین که چقدر تا تولد دو سالگی ام مونده .

من یه آقاپسر شیطون هستم مه بیچاره مامانی روم حسابی اذیت می کنم . البته خیلی هم باهوش هستم . در اولین و تنها بچه خونواده ام و حتی اولین نوه از هر دو طرف . به خاطر همین خیلی لوس هستم . البته مامانم داره سعی می کنه تا دیر نشده درستم کنه اما من بازم کار خودمو می کنم .

راستی بهتون نگفتم اسم مامان جونم مهسا و بابای گلم هم محسن هستش . من مامان و بابام رو خیلی دوست دارم وقتی بابام میاد خونه پشت در وا میسم تا بیاد تو بعد می پرم تو بغلش و به سبک خودم بوسش میکنم . بعد هم کلی از آتیش هایی که تو روز به پا کردم (تا جایی که گاهی گریه مامانم رو درآوردم) براش حرف می زنم اما بیچاره بابام هیچ کدوم از حرف های منو نمی فهمه . نمی دونم من درست حرف نمی زنم یا مامانم اینا مشکل دارن!!

تا یادم نرفته بگم که تو پست بعدی براتون از عکس های موقع دنیا اومدنم تا حالا رو می ذارم که منو ببینید .

فعلا بای بای





طبقه بندی: نوشته ها، 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 توسط مهسا م
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

آمار سايت